| 
هر کی تو رو ازم گرفت الهی بیچاره بشه روز قیامت که رسید مجرمُ آواره بشه
خدا کنه غم بیاره واسه تو ماتم بیاره وقتی که عاشقش شدی به این زودی کم بیاره
تویی که عاشقم بودی منو فروختی به چشاش قسم میخوردی با منی میشتی پای گریه هاش
به آبُ آتیش می زنم فکرت بره از تو سرم میخوام فراموشت کنم اما بازم عاشقترم
طفلی دل ِسادۀ من نشد تو رو نگه داره فقط یادم میاد نوشت چشماتو خیلی دوست داره
غریبۀ قصۀ ما به خیلی ها جفا می کرد یه روز می فهمی نازنین اون به قولش وفا نکرد 


دوباره چشامو بستم تا که خوابتو ببینم، خیلی وقته که به خوابم نمیای ای نازنینم
خیلی وقته که تو خوابم تو در آغوشم نرفتی، آخ چه ساده تو گذشتی از اون حرفایی که گفتی
خیلی وقته که تو خوابم رنگ چشماتو ندیدم، حتی تو خیالُ خوابم حرفی از تو نشنیدم
خیلی ساده تو گذشتی رفتی از این روزگارم، بعدِ تو من موندمُ دل که می گفت آروم ندارم
کاش یه بار برای قلبم توی خوابم پا بذاری، بگی یک دروغ ساده بگی تنهاش نمیذاری
می دونم که این یه خوابه که حقیقتم نمیشه، کاش بمیرمُ تو این خواب بمونم واسه همیشه


اینجا من هستم ؛ تهی از زندگی و روزمردگی ، خالی تر از همیشه؛ با کلافی درهم و پیچ در پیچ معنی سکوتم را با چشمانم برایت بارها فرستادهام اینجا من هستم با آوازی که هرگز نشنیدی من هستم و سازی مبهم اینجا من ماندهآم تنها در پس اندوه صدای کهنه سازم من هستم و گلی پرپر شده از عشقی کور من هستم و یکرنگی شکستهام اینجا در شهری دور من ماندهام به انتظار هر لحظه که میایی در شهری خاک گرفته

|