از تو باید می گذشتم ولی افسوس نتونستم
تو عروسک بودی ومن آخرقصه دونستم
تو وجود خالی تو جز دروغ هیچی ندیدم
کاش می شد به این حقیقت بیش از اینها می رسیدم
سوختم و سوختم و ساختم هر چی داشتم به پات باختم
کاش تو رو از روز اول مثل امروز می شناختم
آخه عشق یعنی شکستن عاشقانه سر سپردن
دل سپردن به سرابه در سکوت خویش مردن
یه روزی یه روزگاری حرف بین ما نگاه بود
عشق رو نقاشی می کردیم نقش ماخورشید و ماه بود
بعد از اون واژه نوشتیم جُملمون ستاره چین بود
مثل دریا می موندیم معنی زندگی این بود
سوختم و سوختم و ساختم هر چی داشتم به پات باختم
کاش تو رو از روز اول مثل امروز می شناختم